غزل 30: زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چاره‌گر از چارسو ببست

تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست

ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت
این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست

یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم
با نعره‌های قلقلش اندر گلو ببست

مطرب چه پرده ساخت که در پردهٔ سماع
بر اهل وجد و حال، در های‌وهو ببست

حافظ! هر آن که عشق نورزید و وصل خواست
احرام طوف کعبهٔ دل، بی‌وضو ببست

تعبیر فال

دل شما سخت گرفتار شده و راه چاره را بسته می‌بینید. آنچه می‌خواهید خود را نشان داده و باز پنهان شده است تا شوق شما بیشتر شود. بدانید که وصال بی عشق و آمادگی به دست نمی‌آید؛ نخست دل را پاک و نیت را درست کنید، آنگاه گام بردارید.