خانه
›
گشتوگذار در حافظ
› فراق و دلتنگی
حافظ دربارهٔ فراق و دلتنگی
43 غزل
غزل 17: سینه از آتش دل، در غم جانانه بسوخت
غزل 18: ساقیا آمدن عید مبارک بادت
غزل 22: چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست
غزل 34: رواق منظر چشم من آشیانهٔ توست
غزل 38: بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
غزل 54: ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
غزل 68: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
غزل 91: ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
غزل 99: دل من در هوای روی فرخ
غزل 102: دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
غزل 137: دل از من برد و روی از من نهان کرد
غزل 157: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
غزل 160: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
غزل 163: گل بیرخ یار خوش نباشد
غزل 166: روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
غزل 192: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند؟
غزل 197: شاهدان گر دلبری زین سان کنند
غزل 206: پیش از اینت بیش از این اندیشهٔ عشاق بود
غزل 207: یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
غزل 251: شب وصل است و طی شد نامهٔ هجر
غزل 254: دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
غزل 267: ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
غزل 294: در وفای عشق تو، مشهور خوبانم چو شمع
غزل 297: زبان خامه ندارد سر بیان فراق
غزل 302: خوش خبر باشی ای نسیم شمال
غزل 322: خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
غزل 330: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
غزل 333: نماز شام غریبان چو گریه آغازم
غزل 345: بی تو ای سرو روان، با گل و گلشن چه کنم؟
غزل 347: صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟
غزل 357: در خرابات مغان نور خدا میبینم
غزل 377: ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غزل 409: ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
غزل 424: از من جدا مشو که توام نور دیدهای
غزل 437: ای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتی
غزل 439: دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
غزل 449: ای که مهجوری عشاق روا میداری
غزل 460: سلیمی منذ حلت بالعراق
غزل 461: کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
غزل 469: أتت روائح رند الحمی و زاد غرامی
غزل 472: احمد الله علی معدلة السلطان
غزل 490: در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
غزل 493: ای پادشه خوبان! داد از غم تنهایی
فال بگیر
·
از حافظ بپرس
·
دیوان
·
حافظ دربارهٔ … چه میگوید؟
·
گشتوگذار در حافظ
·
حافظ امروز
·
خواندن مانند کتاب
·
واژهنامه
·
درباره
·
پرسشهای پرتکرار