خانه
›
گشتوگذار در حافظ
› دعا و توکل
حافظ دربارهٔ دعا و توکل
54 غزل
غزل 6: به ملازمان سلطان، که رساند این دعا را؟
غزل 14: گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
غزل 24: مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
غزل 33: خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
غزل 44: کنون که بر کف گل، جام بادهٔ صاف است
غزل 65: خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
غزل 71: زاهد ظاهرپرست از حال ما، آگاه نیست
غزل 76: جز آستان توام در جهان، پناهی نیست
غزل 79: کنون که میدمد از بوستان، نسیم بهشت
غزل 80: عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزهسرشت!
غزل 83: گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
غزل 106: تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
غزل 122: هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد
غزل 143: سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
غزل 182: حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
غزل 183: دوش وقت سحر، از غصه نجاتم دادند
غزل 186: گر میفروش، حاجت رندان روا کند
غزل 187: دلا! بسوز! که سوز تو، کارها بکند
غزل 196: آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
غزل 201: شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند
غزل 216: آن یار کز او خانهٔ ما جای پری بود
غزل 222: از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
غزل 226: ترسم که اشک، در غم ما پردهدر شود
غزل 227: گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
غزل 230: اگر به بادهٔ مشکین دلم کشد، شاید
غزل 246: عید است و آخر گل و یاران در انتظار
غزل 254: دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
غزل 259: منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
غزل 275: صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
غزل 276: باغبان گر پنجروزی صحبت گل بایدش
غزل 281: یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
غزل 284: هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش
غزل 285: در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
غزل 299: اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
غزل 321: هر چند پیر و خستهدل و ناتوان شدم
غزل 323: ز دست کوته خود زیر بارم
غزل 328: من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم؟
غزل 340: من که از آتش دل چون خم می در جوشم
غزل 351: حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
غزل 366: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
غزل 381: گرچه ما بندگان پادشهیم
غزل 384: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان
غزل 385: یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
غزل 394: ای روی ماهمنظر تو نوبهار حسن
غزل 395: گلبرگ را ز سنبل مشکین، نقاب کن
غزل 438: سبت سلمی بصدغیها فؤادي
غزل 440: سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
غزل 452: طفیل هستی عشقند آدمی و پری
غزل 455: عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
غزل 462: یا مبسما یحاکي درجا من اللآلي
غزل 463: سلام الله ما کر اللیالي
غزل 467: زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی
غزل 473: وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
غزل 481: بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
فال بگیر
·
از حافظ بپرس
·
دیوان
·
حافظ دربارهٔ … چه میگوید؟
·
گشتوگذار در حافظ
·
حافظ امروز
·
خواندن مانند کتاب
·
واژهنامه
·
درباره
·
پرسشهای پرتکرار