خانه
›
گشتوگذار در حافظ
› دوستی و وفا
حافظ دربارهٔ دوستی و وفا
55 غزل
غزل 5: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
غزل 12: ای فروغ ماه حسن، از روی رخشان شما
غزل 18: ساقیا آمدن عید مبارک بادت
غزل 43: صحن بستان ذوقبخش و صحبت یاران خوش است
غزل 83: گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
غزل 102: دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
غزل 103: روز وصل دوستداران یاد باد
غزل 105: صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
غزل 115: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
غزل 122: هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد
غزل 123: مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
غزل 141: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟
غزل 156: به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
غزل 158: من و انکار شراب! این چه حکایت باشد؟
غزل 169: یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
غزل 182: حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند
غزل 186: گر میفروش، حاجت رندان روا کند
غزل 206: پیش از اینت بیش از این اندیشهٔ عشاق بود
غزل 211: دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
غزل 218: در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
غزل 224: خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
غزل 241: معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
غزل 252: گر بود عمر، به میخانه رسم بار دگر
غزل 269: دلا، رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
غزل 273: اگر رفیق شفیقی، درست پیمان باش
غزل 274: به دور لاله، قدح گیر و بیریا میباش
غزل 292: قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
غزل 309: عشقبازی و جوانی و شراب لعلفام
غزل 314: دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم
غزل 320: دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
غزل 325: گر دست دهد خاک کف پای نگارم
غزل 333: نماز شام غریبان چو گریه آغازم
غزل 351: حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
غزل 355: حالیا مصلحت وقت در آن میبینم
غزل 360: گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
غزل 367: فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
غزل 369: ما ز یاران چشم یاری داشتیم
غزل 386: خدا را کم نشین با خرقه پوشان
غزل 389: چو گل هر دم به بویت جامه در تن
غزل 392: دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
غزل 398: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
غزل 400: بالابلند عشوهگر نقشباز من
غزل 403: شراب لعلکش و روی مهجبینان بین
غزل 405: به جان پیر خرابات و حق صحبت او
غزل 406: گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
غزل 445: تو را که هر چه مراد است در جهان داری
غزل 447: بیا با ما مورز این کینهداری
غزل 450: روزگاریست که ما را نگران میداری
غزل 454: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
غزل 457: هزار جهد بکردم که یار من باشی
غزل 468: که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟
غزل 474: هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
غزل 476: نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
غزل 484: تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
غزل 492: سلامی چو بوی خوش آشنایی
فال بگیر
·
از حافظ بپرس
·
دیوان
·
حافظ دربارهٔ … چه میگوید؟
·
گشتوگذار در حافظ
·
حافظ امروز
·
خواندن مانند کتاب
·
واژهنامه
·
درباره
·
پرسشهای پرتکرار