خانه
›
گشتوگذار در حافظ
› صبر
حافظ دربارهٔ صبر
55 غزل
غزل 4: صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
غزل 8: ساقیا برخیز و درده جام را
غزل 23: خیال روی تو در هر طریق همره ماست
غزل 38: بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
غزل 41: اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است
غزل 57: آن سیهچرده که شیرینی عالم با اوست
غزل 61: صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
غزل 70: مردم دیدهٔ ما جز به رخت ناظر نیست
غزل 76: جز آستان توام در جهان، پناهی نیست
غزل 82: آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
غزل 91: ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
غزل 93: چه لطف بود که ناگاه رشحهٔ قلمت
غزل 95: مدامم مست میدارد، نسیم جعد گیسویت
غزل 109: دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
غزل 116: کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
غزل 139: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
غزل 155: اگر روم ز پیاش فتنهها برانگیزد
غزل 159: نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
غزل 181: بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
غزل 188: مرا به رندی و عشق، آن فضول، عیب کند
غزل 189: طایر دولت اگر باز گذاری بکند
غزل 194: سمنبویان، غبار غم چو بنشینند؛ بنشانند
غزل 198: گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند؟
غزل 215: به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟
غزل 229: بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد
غزل 233: دست از طلب ندارم تا کام من برآید
غزل 234: چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
غزل 235: زهی خجسته زمانی که یار بازآید
غزل 240: ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
غزل 245: الا ای طوطی گویای اسرار!
غزل 249: ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
غزل 258: هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
غزل 261: درآ که در دل خسته، توان درآید باز
غزل 265: برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
غزل 276: باغبان گر پنجروزی صحبت گل بایدش
غزل 289: مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
غزل 294: در وفای عشق تو، مشهور خوبانم چو شمع
غزل 306: اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
غزل 308: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
غزل 319: سالها پیروی مذهب رندان کردم
غزل 331: به تیغم گر کشد، دستش نگیرم
غزل 370: صلاح از ما چه میجویی؟ که مستان را صلا گفتیم
غزل 384: میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان
غزل 390: افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
غزل 401: چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
غزل 408: ای آفتاب آینه دار جمال تو
غزل 415: ای پیک راستان خبر یار ما بگو
غزل 418: گر تیغ بارد در کوی آن ماه
غزل 422: ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهای
غزل 437: ای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتی
غزل 464: بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
غزل 471: ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
غزل 477: دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
غزل 483: سحرگه ره روی در سرزمینی
غزل 488: سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
فال بگیر
·
از حافظ بپرس
·
دیوان
·
حافظ دربارهٔ … چه میگوید؟
·
گشتوگذار در حافظ
·
حافظ امروز
·
خواندن مانند کتاب
·
واژهنامه
·
درباره
·
پرسشهای پرتکرار