حافظ دربارهٔ دل‌شکستگی

70 غزل

  1. غزل 22: چو بشنوی سخن اهل دل، مگو که خطاست
  2. غزل 28: به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
  3. غزل 43: صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت یاران خوش است
  4. غزل 57: آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست
  5. غزل 58: سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
  6. غزل 69: کس نیست که افتادهٔ آن زلف دوتا نیست
  7. غزل 70: مردم دیدهٔ ما جز به رخت ناظر نیست
  8. غزل 71: زاهد ظاهرپرست از حال ما، آگاه نیست
  9. غزل 74: حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
  10. غزل 104: جمالت آفتاب هر نظر باد
  11. غزل 110: پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
  12. غزل 115: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
  13. غزل 116: کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
  14. غزل 117: دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
  15. غزل 118: آن کس که به دست جام دارد
  16. غزل 127: روشنی طلعت تو ماه ندارد
  17. غزل 134: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
  18. غزل 136: دست در حلقهٔ آن زلف دوتا نتوان کرد
  19. غزل 137: دل از من برد و روی از من نهان کرد
  20. غزل 139: رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
  21. غزل 141: دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟
  22. غزل 146: صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد
  23. غزل 153: سحر چون خسرو خاور، علم بر کوهساران زد
  24. غزل 157: هر که را با خط سبزت سر سودا باشد
  25. غزل 161: کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  26. غزل 165: مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
  27. غزل 174: مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
  28. غزل 180: ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیث قند
  29. غزل 208: خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
  30. غزل 209: قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
  31. غزل 213: گوهر مخزن اسرار همان است که بود
  32. غزل 220: از دیده خون دل همه بر روی ما رود
  33. غزل 246: عید است و آخر گل و یاران در انتظار
  34. غزل 252: گر بود عمر، به میخانه رسم بار دگر
  35. غزل 262: حال خونین دلان که گوید باز؟
  36. غزل 264: خیز و در کاسهٔ زر آب طربناک انداز
  37. غزل 285: در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
  38. غزل 286: دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
  39. غزل 290: دلم رمیده شد و غافلم من درویش
  40. غزل 295: سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
  41. غزل 300: هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک
  42. غزل 301: ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
  43. غزل 307: هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل
  44. غزل 315: به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
  45. غزل 317: فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادم
  46. غزل 319: سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم
  47. غزل 322: خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
  48. غزل 324: گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
  49. غزل 326: در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
  50. غزل 330: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
  51. غزل 335: در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
  52. غزل 341: گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
  53. غزل 342: حجاب چهرهٔ جان می‌شود غبار تنم
  54. غزل 359: خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
  55. غزل 364: ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم
  56. غزل 368: خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
  57. غزل 371: ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
  58. غزل 372: بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
  59. غزل 385: یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
  60. غزل 414: گلبن عیش می‌دمد ساقی گل‌عذار کو؟
  61. غزل 416: خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه
  62. غزل 419: وصال او ز عمر جاودان به
  63. غزل 426: از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
  64. غزل 445: تو را که هر چه مراد است در جهان داری
  65. غزل 450: روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری
  66. غزل 455: عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
  67. غزل 470: سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
  68. غزل 491: به چشم کرده‌ام ابروی ماه‌سیمایی
  69. غزل 492: سلامی چو بوی خوش آشنایی
  70. غزل 493: ای پادشه خوبان! داد از غم تنهایی