حافظ دربارهٔ سفر و غربت

75 غزل

  1. غزل 1: الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
  2. غزل 14: گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
  3. غزل 15: ای شاهد قدسی، که کشد بند نقابت؟
  4. غزل 17: سینه از آتش دل، در غم جانانه بسوخت
  5. غزل 43: صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت یاران خوش است
  6. غزل 45: در این زمانه، رفیقی که خالی از خلل است
  7. غزل 57: آن سیه‌چرده که شیرینی عالم با اوست
  8. غزل 63: روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
  9. غزل 68: ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی‌ست
  10. غزل 69: کس نیست که افتادهٔ آن زلف دوتا نیست
  11. غزل 77: بلبلی، برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
  12. غزل 78: دیدی که یار، جز سر جور و ستم نداشت
  13. غزل 88: شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
  14. غزل 89: یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
  15. غزل 90: ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
  16. غزل 101: شراب و عیش نهان چیست؟ کار بی‌بنیاد
  17. غزل 102: دوش آگهی ز یار سفر کرده داد باد
  18. غزل 116: کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
  19. غزل 133: صوفی نهاد دام و سر حقه، باز کرد
  20. غزل 134: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
  21. غزل 138: یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
  22. غزل 140: دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
  23. غزل 144: به سر جام جم آنگه نظر توانی کرد
  24. غزل 147: برید باد صبا دوشم آگهی آورد
  25. غزل 154: راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
  26. غزل 155: اگر روم ز پی‌اش فتنه‌ها برانگیزد
  27. غزل 156: به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
  28. غزل 160: خوش است خلوت اگر یار یار من باشد
  29. غزل 170: زاهد خلوت‌نشین، دوش به میخانه شد
  30. غزل 174: مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
  31. غزل 192: سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند؟
  32. غزل 212: یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
  33. غزل 216: آن یار کز او خانهٔ ما جای پری بود
  34. غزل 222: از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
  35. غزل 225: ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود
  36. غزل 236: اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
  37. غزل 237: نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید
  38. غزل 247: صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
  39. غزل 248: ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
  40. غزل 267: ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
  41. غزل 269: دلا، رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
  42. غزل 270: درد عشقی کشیده‌ام که مپرس
  43. غزل 277: فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
  44. غزل 286: دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
  45. غزل 303: شممت روح وداد و شمت برق وصال
  46. غزل 304: دارای جهان نصرت دین خسرو کامل
  47. غزل 308: ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل
  48. غزل 310: مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
  49. غزل 313: بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم
  50. غزل 333: نماز شام غریبان چو گریه آغازم
  51. غزل 337: چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
  52. غزل 338: من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
  53. غزل 359: خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
  54. غزل 360: گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
  55. غزل 366: ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
  56. غزل 373: خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
  57. غزل 380: بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
  58. غزل 382: فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان
  59. غزل 383: چندان که گفتم غم با طبیبان
  60. غزل 385: یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
  61. غزل 415: ای پیک راستان خبر یار ما بگو
  62. غزل 423: دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده
  63. غزل 427: چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
  64. غزل 439: دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
  65. غزل 448: ای که در کوی خرابات مقامی داری
  66. غزل 455: عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی
  67. غزل 458: ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
  68. غزل 461: کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی
  69. غزل 463: سلام الله ما کر اللیالي
  70. غزل 469: أتت روائح رند الحمی و زاد غرامی
  71. غزل 470: سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
  72. غزل 472: احمد الله علی معدلة السلطان
  73. غزل 476: نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
  74. غزل 488: سحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی
  75. غزل 489: ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی